با خنده می کشند نه با خشم "نیچه"
شاید مشکل اعلامیه حقوق بشر و شهروند این است که یک حق اساسی و دقیقا یک حق اساسی را از قلم انداخته است: حق شادی. ساد آنرا تحت عنوان حق لذت مطرح می کرد ولی شادی با "کیف وقیح ابرمن" فرق دارد. اسپینوزا به خوبی تفاوت بین عاطفه های شادی،غم و میل را روشن کرده است . کوروش کبیر این حق را به خوبی می شناخت. دریغ است ملت کوروش والا از شادی محروم باشد کوروش ای که هر جا را آزاد یا تسخیر می کرد "شادی" را به آنجا می برد. شب چهارشنبه سوری، روز سور و رقص و پایکوبی ست. دست در دست هم دهیم(یک زنجیره انسانی واقعی) و تمام خیابانهای پایتخت وشهرها و روستاهای کشور را با رقص و پایکوبی میلیونی مان به لرزه درآوریم. چهارشنبه سوری باید میلیونی برقصیم. بگذارکل ارتش و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی از ترس این رقص عظیم تا صبح در آماده باش به سر ببرند. حکومت روضه و اشک و آه و ذکر مصیبت را فقط و فقط شادی و رقص از پای درمی آورد. باهم به خیابان می آییم و مقدسات شان را هتک حرمت می کنیم (این فرمان یک فرمانده جبار و توتالیتر است). بی شک چنین حرکتی برای جهان و تاریخ یکه و بی همتا خواهد بود.
ریشه در خاك
شاید مشکل اعلامیه حقوق بشر و شهروند این است که یک حق اساسی و دقیقا یک حق اساسی را از قلم انداخته است: حق شادی. ساد آنرا تحت عنوان حق لذت مطرح می کرد ولی شادی با "کیف وقیح ابرمن" فرق دارد. اسپینوزا به خوبی تفاوت بین عاطفه های شادی،غم و میل را روشن کرده است . کوروش کبیر این حق را به خوبی می شناخت. دریغ است ملت کوروش والا از شادی محروم باشد کوروش ای که هر جا را آزاد یا تسخیر می کرد "شادی" را به آنجا می برد. شب چهارشنبه سوری، روز سور و رقص و پایکوبی ست. دست در دست هم دهیم(یک زنجیره انسانی واقعی) و تمام خیابانهای پایتخت وشهرها و روستاهای کشور را با رقص و پایکوبی میلیونی مان به لرزه درآوریم. چهارشنبه سوری باید میلیونی برقصیم. بگذارکل ارتش و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی از ترس این رقص عظیم تا صبح در آماده باش به سر ببرند. حکومت روضه و اشک و آه و ذکر مصیبت را فقط و فقط شادی و رقص از پای درمی آورد. باهم به خیابان می آییم و مقدسات شان را هتک حرمت می کنیم (این فرمان یک فرمانده جبار و توتالیتر است). بی شک چنین حرکتی برای جهان و تاریخ یکه و بی همتا خواهد بود.
ریشه در خاك
ریشه در آب
ریشه در فریاد
***
شب از ارواح سكوت سرشاراست
و دست هائی كه ارواح را می رانند
و دست هائی كه ارواح را به دور، به دور دست، می تارانند
***
- دو شبح در ظلمات
تا مرزهای خستگی رقصیده اند
ما رقصیده ایم
تا مرزهای خستگی رقصیده اند
ما رقصیده ایم
ما تا مرزهای خستگی رقصیده ایم
-دو شبح درظلمات
در رقصی جادوئی، خستگی ها را باز نموده اند
-ما رقصیده ایم
-ما رقصیده ایم
ما خستگی ها را باز نموده ایم
***
شب از ارواح سكوت سرشار است
***
شب از ارواح سكوت سرشار است
ریشه از فریاد
و
رقص ها از خستگی
"احمد شاملو"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر